مدرنیته و عرفان

بخش اول  


بنده ی پیرخراباتم که لطفش دائم است 

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

​گاه که دوست داریم از روزمرگی سر به کوه و بیابان بگذاریم و از شهر و زندگی ماشینیمان دور شویم بیش از هر زمانی جنگ مدرنیته و عرفان را در درونمان حس میکنیم اما این جنگ نه متعلق به دنیای مدرن بلکه به قدمت بشریت است و عجیب تر آن که نمود این جنگ درونی را می توان در بین گروه ها و عقاید و انسان های .مختلف دید 

گاه تفکر عرفانی مولاناست که به معتزلیون و فلسفیون میتازد و گاه بوداست که نیروانا را به مردمش عرضه میکند ، گاهی یونگ روان شناس به کمک خواب های معجزه گونش فیلسوفانه درمقابل فروید و نیچه می ایستد و گاه شراره های سخنان پر تب و تاب شریعتی پس از نیم قرن خون بی خدایان امروز را به جوش می آورد .

اما چرا عقاید عرفانی و تفکراتی که همیشه دم از انسانیت می زنند با دستاوردهای مدرنیته مخالفند و همه ی خدمتی که ماشین ها به بشریت می کنند را نادیده می گیرند ؟ و چرا انسان هایی که دم از تفکر مدرن می زنند با دنیای تخیلی اما فرا انسانی عرفا مخالفند ؟


 

Comments

No comments made yet. Be the first to submit a comment
Already Registered? Login Here
مهمان
جمعه, 29 شهریور 1398
If you'd like to register, please fill in the username, password and name fields.