زنی زنده به گورم

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
Write a comment

با این همه فریاد، زنی زنده به گورم!
آزاده ام افسوس چرا بنده ی زورم؟!

با یک دل سرشار از احساسِ رهایی
در بند شده زندگی و رخت و سرورم

بر تنگ بلورین تنم سنگ مزن ، آه!
با این همه تبعیض، شکسته ست غرورم

در شهرِ عدالت به زنی راه ندادند
مستعمره ی محضِ خداوندِ ذکورم

دریا شده ممنوعه و دنیا همه دشمن
من ماهی سرگشته ی یک برکه ی شورم

در مُلک جهان ، دارِ مساوات به پا شد
آنان که سلیمان و منم حضرت مورم!

تصمیم گرفتند به جایم ؛ همه گفتند:
این مصلحت توست.! کجا رفت شعورم؟!

 

 

Say something here...
Cancel
You are a guest ( Sign Up ? )
or post as a guest
Loading comment... The comment will be refreshed after 00:00.

Be the first to comment.

محتوای بیشتر در این بخش: « آزادی اشعار پر درد »