شعرگونه

شعرگونه

Write a comment
 در خانه ی ما همیشه دعواست البته وسایلش مُهیاست دعوای من وعیالِ بنده چندیست سرِ لحافِ مُلاست از جیغِ بنفش او چه گویم !!؟مو بر…
Write a comment
مشکوکعلی انتصابی حکمش شده صادرومدیراست گویند که وصل شد به بالا مشمولِ عنایت وزیراست اخبار رسیده رسمیت یافت این کشفِ جدید بی نظیراست پیچید ازین…
Write a comment
با هرنگاهِ مست تو سرمست می شوم فارغ ازین جهان وهرچه درو هست می شوم چون خیره می شوی به من از شرم آن نگاه…
Write a comment
ماهی ای کوچک میان رود بودرفتن از خانه برایش زود بود مادرش می گفت: دنیا برکه ایستبرکه تنها جا برای زندگی ست! جوی آب کوچکی…
Write a comment
در نمازم توبه کردم، تا فراموشت کنمتن، مطهر، از لب واز هرمِ آغوشت کنم عقلِ تن داده به دل را ،در پی ات آتش زنم…
Write a comment
رفتی و جانم گرفتی عاقبت دیر آمدیبی وفا چونان شدم از دوریت پیر آمدی در جوانی غصه شُد نان و نوایم، ای عجبتا که گشتم…
Page 4 of 8