به رنگ داستان

به رنگ داستان

پاییز

Written by
Write a comment
زمستانش گرمی خاصی گرفته بود، لذتی در درونش ریشه دوانده بود و همینطور رشد می کرد، رشد کرد و در بهار ریشه هایش را محکم…
Write a comment
از او متنفرم. دلیل واقعی اش را نمیدانم! شاید به خاطر چهره ی لاغر و کشیده، پوست گندمگون و ریش بزی نفرت انگیزش باشد؛ شاید…
Write a comment
...زندگی فراز و فرود بسیاری دارد، شادی و تلخکامی ، خنده و گریه، اندوه و شادکامی از دیر باز بوده و تا قیام قیامت همراه…
Write a comment
مقدمه به کدامین وادی در پروازند این پرستو های عاشقکه عشق را در پرواز به سوی خانه غروب آسمان دیدند و ترک دیار کردند پارت…
Write a comment
خیلی کوچک بودم که به روستا امدیم پدرم میگفت روستا جای خوبی برای نفس کشیدن است مادرت انجا بهتر میتواند نفس بکشد میگفت روستا که…
Write a comment
اصغر آقا بیچاره از خوشحالی خوابش نمیبرد! آونقدر این پهلو و اون پهلو شده بود که داد و بیداد تخت فنریش روهم در اورده بود.…
Page 6 of 8