Farhad Koohkan اشتراگ‌گذاری عکس. 11 ماه قبل

درد طوفانم ! در این آبادیِ بی خاک و پست
شعله ام ! در جنگلِ خشکِ بهار آلود و مست

ناله ام ! در سینه ای افسرده از روزان سخت
گَردم اما گردِ بی جانی که بر ایوان نشست

آبم این مردابِ گندآلودِ نیلوفر کُشم
شاهم اما شاهکی درباخت از سرباز دست

بادم آن بادِ غرورم در دلِ دریانورد
موجِ سنگین و مخالف باد و کشتی در شکست

دورم از تو دورم از تو ای نهالم غنچه ام !
تو بگو ای نازنینم زین بَتَر دردی چه هست؟


#شعر

درد طوفانم ! در این آبادیِ بی خاک و پست شعله ام ! در جنگلِ خشکِ بهار آلود و مست ناله ام ! در سینه ای افسرده از روزان سخت گَردم اما گردِ بی جانی که بر ایوان نشست آبم این مردابِ گندآلودِ نیلوفر کُشم شاهم اما شاهکی درباخت از سرباز دست بادم آن بادِ غرورم در دلِ دریانورد موجِ سنگین و مخالف باد و کشتی در شکست دورم از تو دورم از تو ای نهالم غنچه ام !تو بگو ای نازنینم زین بَتَر دردی چه هست؟#شعر
Farhad Koohkan اشتراگ‌گذاری عکس. 1 سال قبل

دیدگانم اشک بارند از برای روی دوست
شب به شب در ناله هایم تو ببین آوای دوست

جانم این خسته نشین گوشه ی محراب دوست
چون دماوندی فسرده از بر و بالای دوست

سرو قامت بودمی اندر جوانی های خود
او شکست این پیر سرو آن قامت و سودای دوست

ماهی ای بودم به دریا آن کرانش نا پدید
چون کبوتر جلب گشتم بر به دست و پای دوست

سبز بودم ریشه هایم ، چنگ ها در خاک بود
شاخه هایم دستکانم در نمازی سوی دوست

دیدگانم اشک بارند از برای روی دوست شب به شب در ناله هایم تو ببین آوای دوست جانم این خسته نشین گوشه ی محراب دوست چون دماوندی فسرده از بر و بالای دوست سرو قامت بودمی اندر جوانی های خود او شکست این پیر سرو  آن قامت و سودای دوست ماهی ای بودم به دریا آن کرانش نا پدید چون کبوتر جلب گشتم بر به دست و پای دوست سبز بودم ریشه هایم ، چنگ ها در خاک بود شاخه هایم دستکانم در نمازی سوی دوست
Farhad Koohkan 2 تصویر در آلبوم عکس های گروه Farhad Koohkan به اشتراک گذاشته شد 1 سال قبل

چون موج خروشانم ، چون کشتی ویرانم
دردیست بر این جانم ، گم گشته و حیرانم

زخمی زدمت ای دوست ، زان زخم به فریادم
کاین نغمه برای توست ، باز آ که تویی جانم

چون اخم نمودی سخت ، در دره ی ابرویت
صد جان به هلاک افتاد ، من مرده ی آن رویم

با قهر براندیم ، با لطف تو را خواندم
با سنگ زدی ما را ، با شوق پذیرفتم

چون کشتی بی لنگر ، در بند دو صد موجم
ساحل بنما بر من ، کاین بنده ی پر جوشم

نامت به لبم جاری ، دردت ز دو چشم افتان
چون رود به هر سویی ، از ساحل چشمانم

عکس ها در حال بارگذاری
Farhad Koohkan یک پوشش نمایه جدید دارد. 1 سال قبل
Farhad Koohkan اشتراگ‌گذاری عکس. 1 سال قبل

شکسته شدن سکوت شبانه را با فریاد سکوتت دوست دارم

محو شدن شمع ماه را در نور خورشید صورتت دوست دارم

شکسته شدن فاصله ی ثانیه ها را با صدای قدم هایت دوست دارم

دنبال کردن پرواز پرنده ها را با نگاهت دوست دارم

گرفتن دست هایم را با دست هایت دوست دارم

....

شکسته شدن سکوت شبانه را با فریاد سکوتت دوست دارم محو شدن شمع ماه را در نور خورشید صورتت دوست دارم شکسته شدن فاصله ی ثانیه ها را با صدای قدم هایت دوست دارم دنبال کردن پرواز پرنده ها را با نگاهت دوست دارم گرفتن دست هایم را با دست هایت دوست دارم....